داستان من و شوهر عمه وقتی عمه نبود

بیتا هستم و 21 سالمه این خاطره ام واس هفته قبله که رفته بودم خونه ی شوهر عمه ام.

ماجرا از اونجا شروع شد که قرار بود برای عیددیدنی برم خونه شوهر عمه اینا.

اول از شوهر عمه ام بگم قدش 190 میشه حدودا و شغلش هم کارمند بهداشت هستش.

عمه ام هم معلم هستش. ادامه خواندن “داستان من و شوهر عمه وقتی عمه نبود”

داستان من و زنم و دوستش

درود مجدد به تمام عزیزان خواننده. مهران هستم و 29 سالمه.

داستانی که میخوام براتون بگم تک به تک حرفاش کلا واقعیه و درست یا غلط بودنش به عهده خودتون.

ماجرا از اونجا شروع شد یکی از دوستای زنم که اسمش لیلا بود قرار بود بیاد خونمون چون تو شهر ما یعنی همدان یه کار جدید پیدا کرده بود و برای انجام کارای شغلش و کارای خوابگاش چند روزی مهمونمون بود. ادامه خواندن “داستان من و زنم و دوستش”