داستان من با داداش دوستم مهسا

سلامی دوباره به شما عزیزان زیبا هستم و 24 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد داداش یا همون برادر دوستم مهسا هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتیم برای درس خوندن امتحانات دانشگاهی برم خونه ی دوستم مهسا. ادامه خواندن “داستان من با داداش دوستم مهسا”

داستان من و خواهر زنم آیدا

امیر مهدی هستم و 31 سالمه قدم هم حدودا 180 سانت هستش و دو سالی میشه که با همسرم پارمیدا ازدواج کردم.

ماجرا از اونجا شروع شد که خواهر زنم آیدا بهم زنگ زد و بهم گفت قرار فردا بیاد خونمون. ادامه خواندن “داستان من و خواهر زنم آیدا”

داستان دختر همسایه بغلی

محسن هستم و 26 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد دختری که همسایه بغلیمونه.

ماجرا از اونجا شروع شد که مستاجر جدید اومده بود و خانواده چهار نفره بودن که یکیش همین دختره بود که اسمش نگین بود. و 18 سال داشت یه دختر دیگه هم که خواهرش بود اون 15 سال داشت. ادامه خواندن “داستان دختر همسایه بغلی”