داستان من و پسر عمه جواد

درود به همه ی شما عزیزان همیشه در صحنه.

و طرفداران فانتزی های خاص من ساحل هستم و 28 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم اول تجربم بود و اون موقع 26 سالم بود.

بله اولین بار بود عاشق یکی شده بودم اونم پسر عمه ام جواد خیلی دوستش میداشتم. ادامه خواندن “داستان من و پسر عمه جواد”

داستان من و خواهر سپیده

بهنام هستم و 21 سالمه و تازه از خدمت اومدم قدم هم 185 میشه حدودا.

خوب این ماجرایی که میگم فقط چیزی که با چشم دیدمو براتون تعریف میکنم نه کمتر نه بشیتر.

خوب بزارین از اول بگم ما یه خانواده چهار نفری هستیم من مامان و بابام و خواهرم سپیده. ادامه خواندن “داستان من و خواهر سپیده”

داستان منو خاله ستاره

فرزاد هستم و 31 سالمه قدم حدودا 190 هستم و همیشه میرم باشگاه و اندام خوبی دارم.

ماجرا از اونجا شروع شد که قرار بود یه مدت برم خونه ی خاله البته خونه ی خاله تو شهرمونه.

تصمیم نداشتم برم منو به زور بردن خونه خاله چون یه مدت شوهر خالم نبود و قرار بود بفرستنش ماموریت کاری شهرستان. ادامه خواندن “داستان منو خاله ستاره”