داستان من و دختر عمه تو انباری

سلام من عباس هستم ۲۵ سال سن دارم قدم حدودا ۱۷۸ یا ۱۷۹ هستش.


ماجرا از اون جا شروع شده که تصمیم گرفتیم خاناودگی بریم خونه ی عمه و دختر عمه و شوهر عمه من گفتم همراه شما میام یکمی اصرار کردم قبول کردن آخه باید درس میخوندم برا دانشگاه ارشد ادامه خواندن “داستان من و دختر عمه تو انباری”

داستان ارباب خشن

سلام به شما عزیزان الناز هستم و 26 سالمه قدم هم 170 هستش و 56 کیلو وزنمه.

همیشه تناسب اندام خوبی دارم چون همیشه ورزش میکنم.

همیشه دوست تجربه های جدیدی کسب کنم دوست داشتم دستور بدم همیشه آدم عصبانی بودم و از خشن بودن احساس غرور و سرفرازی میکردم. ادامه خواندن “داستان ارباب خشن”

داستان من و زن عمو

سلام به شما عزیزان دلم من میثم هستم و 27 سالمه داستانی که براتون میخوام بگم مربوط به ماه قبل هستش که رفته بودم خونه ی زن عموم.

اول از خودم میگم من میصمم بیستو هفت سالمه قدم هم 191 هستش و وزنم هم 78 کیلو هستش بدن کاملا ورزشکاری دارم.

همیشه هم میرم باشگاه و به تناسب اندامم همیشه اهمیت قاعلم.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز تصمیم گرفتم برم خونه ی عموم.

عمو اینا خونشون نزدیک خونه ی ما هستش.و تقریبا همسایه هستیم. ادامه خواندن “داستان من و زن عمو”