داستان ماه عسل زن و شوهر

علی هستم و 29 سالمه قدم هم 180 هستش و وزنمم تقریبا لاغر هستم و60 کیلو هستم

ازطریق یکی از دوستامبا دختری به نام شراره آشنا شدم رابطمون بعد از مدتی کمکم جدی شد و تصمیم گرفتیم با خانواده هامون صحبتکنیم و اگه دو طرف راضی بودن نه برای ازدواج برای خواستگاری که بعد از دیدارو دیدن هم اگه از هم خوششوم اومد با هم ازدواج کنیم اگه نه که هیچی ادامه خواندن “داستان ماه عسل زن و شوهر”

داستان شب زفاف من و شوهرم نادر

سلام  به همه ی شما عزیزان

میترا هستم و 23 سالمه قدم هم 175 هستش و دو سالی میشه که با شوهرم نادر ازدواج کنم.

خوب بزارین بریم از اول ماجرا

ترم اول دانشجوی پرستاری بودم یکی از پسرای دانشگاه نظرمو به خودش جلب کرد که بعد فهمیدم اون نادره شوهرآیندم. ادامه خواندن “داستان شب زفاف من و شوهرم نادر”

ماجرای زنم و پسر همسایه

بهزادم و 29 سالمه ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم در مورد یک ماه قبله که زودتر از موعد اومده بودم از سرکار با صحنه خیلی عحیبی رو به رو شدم که منو شوکه کرده بود.

خوب زارین از اول بگم چند روزی بود احساس میکردم رفتار های زنم خیلی عجیب شده بود و زیاد محلم نمیداد و رابطمون خیلی سرد شده بود ادامه خواندن “ماجرای زنم و پسر همسایه”