داستان من و مامانم وقتی صبح خواب بودم

سلام به همه عزیزان بهتر از جان این اولین داستانیه که میخوام براتون تعریف کنم موندم از کجا شروع کنم باور کردن و یا نکردنش دست خودتون.

بزارین اول از خودم بگم پارسا هستم و 20 سالمه دانشجو هستم قدم هم 180 هستش و 70 کیلو هستم. ادامه خواندن “داستان من و مامانم وقتی صبح خواب بودم”

داستان من و پسر خالم محسن

سلام به شما عزیزان همسشه در صحنه 😂
مهدیه هستم و 23 سالمه قدم هم 170 میشه وزنمم 70 کیلویی میشه ماجرا از اونجا شروع شد که رفته بود

برای چند روزی خونه پسر خالم محسن.بزارین از محسن بگم براتون اونم سی سالشه یک سالی میشه که با سحر خانوم ازدواج کرده. ادامه خواندن “داستان من و پسر خالم محسن”

داستان دوست شوهرم وقتی شوهرم نبود

سارا هستم و ۲۴ سالمه‌ خاطره ای که قصد دارم براتون تعریفش کنم مربوط به ماه قبله که رفته بودیم شیراز خونه ی دوست شوهرم.

خوب اول از خودم بگم ۲۴ سالمه قدم هم ۱۷۵ میشه حدودا وزنمم ۷۶ کیلو هستش.

یک سالی میشه که با شوهرم احسان ازدواج کردم. ادامه خواندن “داستان دوست شوهرم وقتی شوهرم نبود”