داستان من و داداشم فرهاد

فاطیما هستم و 21 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین دو هفته قبل هستش که با برادرم فرهاد خونه بودیم و مامان و بابا هم برای سفر رفته بودن اصفهان.

اول از خودم بگم فاطیمام 21 سالمه قدم هم 165 میشه.

داداشم فرهاد هم 25 سالشه و قدش 180 میشه بدنشم کاملا سیکس پک داره به قول معروف و مرتب میره باشگاه. ادامه خواندن “داستان من و داداشم فرهاد”

داستان من و شوهر خواهرم

آیدا هستم و 18 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد وقتی که هستش که رفته بودم خونه ی شوهر خواهرم عباس.

اون موقع تازه پیش دانشگاهی رو تموم کرده بودم و واس تابستون حسابی بخونم واس کنکور.. ادامه خواندن “داستان من و شوهر خواهرم”

داستان من و دختر عمه نوشین

حسن هستم و 24 سالمه قدم 170 هستش پوستم سفیده رنگ چشم هام هم عسلی

ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم برم خونه ی دختر عمه ام نوشین.

از نوشین بگم اونم 23 سالشه و دو سالی میشه با شوهرش آرش ازدواج کرده.

من و نوشین چون بچگی با هم بزرگ شدیم برای هم مثه خواهر و برادریم. ادامه خواندن “داستان من و دختر عمه نوشین”