داستان من و شوهر خواهر

ترنم هستم و 24 سالمه ماجرایی که میخوامر براتون تعریف کنم مربوط به چند روز قبل هستش که رفته بودم خونه ی خواهرم و شوهر خواهرم.

خوب بزارین اول از خودم بگم ترنمم بیست و چهار سالمه قدم 170 هستش حدودا و دانشجوی پرستاری هستم.

خواهرم الناز هم دو سال از من کوچیکتره و یک سالی میشه با علی خواهر شوهرم ازدواج کرده. ادامه خواندن “داستان من و شوهر خواهر”

داستان من و دوست پسرم مهران

سلام علیکم خدمت همگی ناهید هستم و 21 سالمه و از طریق دانشگاه با یکی از دانشجو های مرد که اسمش مهران بود آشنا شدم.

خیلی پسر سر به زیری بود از همین سر به زیریش خوشم اومده بود.

خوب بزارین از اول بگم مهران هم هم رشته ی ما هستش و البته اون دو ترم بالاتر از ماست.

اولین روزی که رفته بودم برای ثبت نام دان ادامه خواندن “داستان من و دوست پسرم مهران”

داستان من و علی دوستم

بهنام هستم و 31 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد یکی از بچهای همسایه مون هستش.

خیلی پسر خوبی بود از اونجاعی که من ادم اجتماعی نبودم زیاد نمیتونستم دوست فاب پیدا کنم.

علی هم پسر خیلی خوبی بود هم با ادب هم اینکه ساده بود. ادامه خواندن “داستان من و علی دوستم”