داستان من و دختر عمه تو انباری

سلام من عباس هستم ۲۵ سال سن دارم قدم حدودا ۱۷۸ یا ۱۷۹ هستش.


ماجرا از اون جا شروع شده که تصمیم گرفتیم خاناودگی بریم خونه ی عمه و دختر عمه و شوهر عمه من گفتم همراه شما میام یکمی اصرار کردم قبول کردن آخه باید درس میخوندم برا دانشگاه ارشد ادامه خواندن “داستان من و دختر عمه تو انباری”

داستان من و عمه جونم

مهران هستم و 24 سالمه قدم هم 183 هستش وزنم هم 85 کیلو هستم.

هیکلم نه چاقه و نه لاغر چشمام هم سبز هستش و رنگ پوستم هم سفیده و اصالتا هم ترک هستم.

ماجرا از اونجا برام شروع شد که تصمیم گرفتم برای چند روز خستگی در کنم و برم خونه عمه ام اینا. ادامه خواندن “داستان من و عمه جونم”

داستان خواهرم و بهترین دوستم

درود به شما خوانندگان عزیز من میثم هستم و 23 سالمه قدم هم 180 هستش و 62 کیلو هستم اندامم کاملا ورزشکاری و رو فرمه.

من و بهترین دوستم علی با هم مثه داداش هستیم و بدون هم یه لحظه هم نمیتونیم باشیم همیشه به خونه های هم رفت و امد داریم خانواده های ما هم همینطور.

اونا هم رابطشون با هم خیلی خوبه طوری که بقیه ببینین فکر میکنن من و علی با هم داداش هستیم. ادامه خواندن “داستان خواهرم و بهترین دوستم”