داستان من و خواهر بزرگم

سلام به شما دوستان عزیز به داستان دیگه خدمتتون رسیدم

اول از خودم میگم متین هستم 23 سالمه تک پسر خونوادمون هستم 175 قدمه و 70 کیلو وزنم و بدن تقریبا ورزشکاری دارم

رنگ چشمام هم قهوه ای کم رنگه و پوستم تقریبا گندمی متتمایل به سفید هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که برای تعظیلات و اینکه آبو  هوایی عوض کنم تصمیم گرفتم برم شمال خونه ی خواهر بزرگم پریسا. ادامه خواندن “داستان من و خواهر بزرگم”

داستان باحال زن چاق همسایه

داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مال دو ماه قبله.

کامران هستم 28 سالمه 182 قدمه و 74 کیلو هستم و همیشه میرم باشگاه وبه تناسب اندامم اهمیت می دم.

جریان از اونجا شروع شد که دو ماه قبل همسایه جدید تو آپارتمانی که زندگی میکردیم اومد.

اونا هم زوج نو عروس و دامادی بودن که تازه ازدواج کرده بودند و تازه از ماه عسلشون اومده بودن ادامه خواندن “داستان باحال زن چاق همسایه”