داستان من و دوست دختر جدیدم

سلام من قاسم هستم وزنم ۷۰ و قدم ۱۷۶ هستش ما جرا از اون جایی شروع شد که من از عشق اولم طلاق گرفتم.


نمی دونم چرا ولی سر یه حماقت از عشقم جدا شدم من که آدمی قاطع و مسمم بودم دلم خیلی کوچک بود و نمی تونستم زیر حرفم بزنم تا اینکه به یک روانشناس به اسم الناز آشنا شدم و داستان زندگیمو براش گفتم خیلی ناراحت شد و گفت تنها دردت عشقی است که اون میتونه بهت زندگی جدید ببخشه … ادامه خواندن “داستان من و دوست دختر جدیدم”

داستان من و پسر همسایه به بهانه آموزش فتوشاپ

سلام من شبنم هستم ۱۷ سال سن دارم و قدم ۱۶۵ هستش و وزنم ۷۰ هستش و یکمی چاق هستم


ماجرا از اونجا شروع شد که خونوادم یه سیستم برای من خریدن تا بتونم بهتر درس بخونم ولی چیزی سر درنمیاردم برای همین این قضیه رو به خونوادم گفتم ادامه خواندن “داستان من و پسر همسایه به بهانه آموزش فتوشاپ”

داستان زوری من با خواهرم المیرا جون

سلام من داریوش هستم ۲۱ سال سن دارم قدم خیلی کوچیکه یعنی حدودا ۱۵۶ سانته
شغلم نجاریه درآمد نسبتا خوبی دارم.


ماجرا از اونجایی شروع شد که مادر و پدرم تصمیم گرفتن برن به سفر مشهد مقدس اونا صبح زود فردا قراره حرکت کنن و من خودمو شخصا بلیتارو خریدم. ادامه خواندن “داستان زوری من با خواهرم المیرا جون”