داستان من و پسر عمه

سلام ترنم هستم و 24 سالمه قدم هم 169 هستش و وزنم هم 70 کیلو هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم خودم تنهایی برم خونه ی عمه اینا.

چون تازه امتحانات پایان ترممون تموم شده بود.

ولی منم خیلی دلم یه هوای تازه میخواست اونم هوای زیبای شمال که عمه اینا زندگی میکردن. ادامه خواندن “داستان من و پسر عمه”

داستان من و پسر خاله تو زیرزمین

سلام به یک یک شما عزیزانم مهشید هستم و 31 سالمه قدم 159 هستش داستانی که میخوام براتون تعریف کنم واش یک هفته قبله.

ماجرا از اونجا شروع شد که رفته بودیم عروسی یکی از اقوام. ادامه خواندن “داستان من و پسر خاله تو زیرزمین”

داستان من و دختر عمو فرناز

میثم هستم و 27 سالمه قدم هم‌173 هستش داستانی که میخوام براتون تعریف کردم در مورد دختر عموم فرناز هستش اونم سه سال از من کوچیکتره و 20 سالشه.

ماجرا از اونجا شروع شد که دختر عموم فرناز اوجده بود خونمون برای انتخاب رشته.
تو شهرمون شیراز دانشگاه قبول شده بود. ادامه خواندن “داستان من و دختر عمو فرناز”