داستان من و دكتر مرد زنان و زایمان

سلام دوستان الهه هستم 26 سالمه و 71 کیلو هستم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به یک سال قبله اون موقغ که حامله بودم برای سلامت نوزاد که تو شکمم بود هر توصیه پزشکی که بود رو رعایت می کردم.

تا اینکه حالم یکم بد شد و تصمیم گرفتیم بریم دکتر زنان و زایمان هر چی گشتیم همه متخصصان مرد بودن یعنی یک دکتر زنان و زایمان تو شهرمون نبود. ادامه خواندن “داستان من و دكتر مرد زنان و زایمان”

داستان من و شوهر خواهرم

درودی دیگه به شما خوانندگان عزیز وب سایت شهوانی

لیلا هستم و 30 سالمه قدم 161 هستش و معلدم شیمی هستم.

و مجردم خواهرم که دو سال از من کوچیکتره سه ساله که ازدواج کرده با شوهر خواهرم رضا

یه روز که تصمیم گرفتم برای عمل برم شهرشون اصفهان.

بلیط گرفتم برای فرداش قرار بود برم خونه ی شوهر خواهرم رضا. ادامه خواندن “داستان من و شوهر خواهرم”

داستان من و خواهر بهترین دوستم

سلام دوستان مهران هستم 27 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد خواهر بهترین دوستم یعنی شهاب هستش.

منو شهاب از بچگی با هم بودیم حتی دانشگاه رو هم تو یک رشته و یک دانشگاه تموم کردیم تنها موقعی که با هم نبودیم دوران خدمتمون بوده.

داستان از اونجا شروع شد که برای سفر رفته بودیم خونه ی خواهر دوستم شهاب. ادامه خواندن “داستان من و خواهر بهترین دوستم”