داستان من و بابا جونم

سلام به شما دوستان عزیز من الناز هستم و 24 سالمه قدم هم 167 هستش و من و خواهرم با بابام زندگی میکنیم.


داداش ندارم مادرم هم با توجه به شغلش خیلی کم خونست.
داستان از اونجا شروع شد که منو بابام واس انتخاب رشتم رفتیم با هم تهران دانشگاه صنعتی شریف. ادامه خواندن “داستان من و بابا جونم”

داستان من و پسرم مهرداد

سلام به شما دوستان عزیز لاله هستم و 39 سالمه پسرم هم مهرداد 20 سالشه ما با هم زندگی میکنیم.

شوهرم علی وقتی مهرداد بچه بود به رحمت خدا رفت.

از اونجایی که مهرداد نه پدر داره نه برادر و نه خواهر من نقش همشونو براش بازی میکنم و پر میکنم. ادامه خواندن “داستان من و پسرم مهرداد”

داستان من و شوهر خاله

سلام دوستان عزیزم مهسا هستم هجده سالمه قدم 165 هستش و وزنم هم 51 کیلو هستش اندام لاغر و ورزشکاری دارم همیشه به تناسب اندامم اهمیت میدم.

ماجرا از اون ما شروع شد که تصمیم گرفتم برم خونه شوهر خاله. ادامه خواندن “داستان من و شوهر خاله”