داستان گروهی من و زنم

درود و صد سلام به شما عزیزانم کوروش هستم و 29 سالمه قدم هم 182 هستش وزنم هم 80 کیلو .

6 ماهی میشه که من و زنم میترا با هم ازدواج کردیم.اون هم 25 سالشه و قدش هم 171 و مثه خودم اهل ورزش و باشگاه هستش.

من و همسرم میترا با هم خیلی راحتیم و هر خواسته ای داشته باشیم با هم در میون میزاریم و همیشه نبال روش های زندگی بهتر از قبل رو داریم.

و همیشه ایده ای باشه با هم عملیش میکنیم هم تو روابط زناشویی هم تو زندگی. ادامه خواندن “داستان گروهی من و زنم”

داستان من و دکتر مرد جراح زیبایی سینه

یاسمن هستم 25 سالمه خاطره ای که میخوام تو این داستان براتون تعریف کنم عین واقعیت هستش.

اینکه باورتون میشه یا نه به خودتون مربوط میشه.من نظری ندارم

اول از خودم بگم یاسمن هستم قدم 174 هستش و وزنم هم 60 کیلو هستش بدنم کاملا ورزشکاری هستش و همیشه به تناسب اندامم اهمین میدم.

خودم پرستار هستم.مشکل پزشکی داشته باشم کلی از پزشکای مطرح تو هر زمینه رو میشناسم و یه جورایی چون همکار هستیم همدیه رو میشناسیم.

چند سالی میشد که میخواستم عمل جراحی زیبایی سینه انجام بدم. ادامه خواندن “داستان من و دکتر مرد جراح زیبایی سینه”

داستان من و بابا جونم

سلام به شما دوستان عزیز من الناز هستم و 24 سالمه قدم هم 167 هستش و من و خواهرم با بابام زندگی میکنیم.


داداش ندارم مادرم هم با توجه به شغلش خیلی کم خونست.
داستان از اونجا شروع شد که منو بابام واس انتخاب رشتم رفتیم با هم تهران دانشگاه صنعتی شریف. ادامه خواندن “داستان من و بابا جونم”