داستان ایرانی فیلتر نشده بدون سانسور جدید

یکتا هستم و 31 سالمه قدم 167 هستش و وزنم هم 59 کیلو هستش و مربی یوگا هستم.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز معمولی که رفته بودم باشگاه و کلاس یوگا با شاگردام تمرین میکردم.

اخر کلاس که تموم شد یکی از دانش آموزانم که داداشش اومده بود دنبالش.

توجه منو جلب کرد ادامه خواندن “داستان ایرانی فیلتر نشده بدون سانسور جدید”

داستان خواهر و برادر ایرانی واقعی

کامران هستم و 28 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم برا یک ماه قبل هستش بزا اول از خودم بگم.

کامرانم تبریز زندگی میکنیم و بیستو هشت سالمه قدم هم 185 هستش و تو یک خانواده چهار نفری زندگی میکنیم.

من و خواهرم لیلا به همراه پدر و مادرمون.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز از دانشگاه اومده بودم خونه.

ساعت تقریبا چهار بود بابا و مامانم رفته بودن مسافرت خونه خاله مریم که اونا تو مشهد زندگی میکنن. ادامه خواندن “داستان خواهر و برادر ایرانی واقعی”

داستان من و دکتر دندان پزشک

سلام به شما عزیزانم من پروین هستم و 27 سالمه.قدم هم 170 هستش و وزنم هم 60 کیلو هستشو

من و خواهرم با برادرم علی به همراه پدرو و مادرمون یک خانواده پنج نفره هستیم و من فرزند اول خانواده هستم.

هنوز ازدواج نکردم ولی دو ماهی میشه با اقا سعید که دکتر دندان پزشک هستش اشنا شدم.

ماجرای آشنا شدنمون خیلی خیلی باور نکردنی و جالب هستش و چه کارایی که تو اولین ملاقاتمون انجام که ندادیم. ادامه خواندن “داستان من و دکتر دندان پزشک”