داستان دکتر بازی گروهی با دخترای فامیل

وحید هستم و 24 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به 8 سال قبل هستش اون موقع 16 سالم بود.

و تازه سنم یکم بزرگ شده بود تو عروسی بودیم و خلاصه خیلی شلوغ بود اتاقا اونقدر زیاد بودن که همه چی خر تو خر بود. ادامه خواندن “داستان دکتر بازی گروهی با دخترای فامیل”

داستان من و دانش اموز مامانم

پدرام هستم و 19 سالمه قدم 175 هستم وزنمم نه چاقه و نه زیاد لاقر ولی خوب اندام خوبی دارم و همیشه میرم باشگاه و ورزش میکنم.

ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم از این به بعد خودم برم دنبال مادرم چون مدرسه دبیرستان دخترانه معلم هستش. ادامه خواندن “داستان من و دانش اموز مامانم”