داستان حامله شدنم

سلام به شما عزیزان من میترا هستم و 3 سالیه که با شوهرم متین ازدواج کردم بزارین از متین بگم 34 سالشه و پرستاره و اکثر اوقات خونه نیست و سر کاره مصخصوصا الان که موقع شروع شدت کرونا هستش.

خودمم هم 30 سالمه و خونه دار هستم البته تحصیلات دارم.

منتها به خاطر انجام کارای خونه و از اونور هم به خاطر آینده بچهام می خوام اونارو با تمام و کمال تربیت کنم.

ماجرا از اونجا شروع شد که برای تعطیلات شوهرم متین گفت هفته بعد میریم پیش دوستش امید. ادامه خواندن “داستان حامله شدنم”

داستان مادر من و عمو حمید

سلام به شما عزیزان من علی هستم.

این داستان کلا مربوط به خودم نیست هر چی که دیدم رو کلمه به کلمه واستون تعریف میکنم.

نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم.

بر عکس خیلی از داستان ها این داستان واقعیه.

ماجرا از اونجا شروع شد که تصممی گرفتیم بریم تبریز خونه ی عمو حمید. ادامه خواندن “داستان مادر من و عمو حمید”

داستان من و دوست خواهرم

پدارم هستم و 19 سالمه قدم هم 175 هستش پوشتم روشنه و وزنم هم 60 کیلو هستش و لاغرم.

همیشه میرم باشگاه و اندام خوبی دارم.

ماجرا از اونجا شروع شد که عاشق دوست خواهر شدم همیشه هم میومد خونمون اون با خواهرم درس میخوندن. ادامه خواندن “داستان من و دوست خواهرم”