داستان من و بهترین دوستم

سلام بچها امید وارم هر جا که هستین تنتون سالم لبتون پر از خنده باشه.

بهروز هستم 36 سالمه و قدم 179 وزنم هم 81 کیلو پنج سالی میشه با ستاره زنم ازدواج کردم.

اونم قدش 170 و 64 کیلو چشم سبز هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که یک روز تصمیم گرفتیم بریم خونه ی دوستم رضا ادامه خواندن “داستان من و بهترین دوستم”

داستان مرد همسایه

سلام دوستان میلاد هستم 39 سالمه قدم 190 هستش و 95 کیلو هستم.

تقریبا هفت ساله که ازدواج کردیم و همیشه سعی می کنم هر کاری که زنم از من بخواد انجام بدمو خانومم هم فاطیما هستش اونم 31 سالشه و تو یکی از مطب های دکتر ها منشی هستش.

یک روز که خواب بودم مثه همیشه احساس کردم یه سرو صداهایی میاد با خودم گفتم احتمالا موشی چیزی هستش.

زیاد توجهی نکردم تا اینکه دیدم سروصداها از بین نمیره و تداوم داره و همینطور اذیتم می کنه و نمیذاره بخوابم ادامه خواندن “داستان مرد همسایه”

داستان من و زندایی

کیانوش هستم و 31 سالمه قدم متوسط 180 هستش و 83 کیلو هستم و چشم هم عسلیه.

ماجرا از اونجا شروع شد که برای سفر رفته بودم خونه ی دایی رضام .

و میخواستم برای اولین بار به خونه ی جدیدشون برم وسایلمو برداشتم و حرکت کردم سمت اصفهان البته بدون هماهنگی رفتم آدرسشونو وقتی که برسم به اصفهان میخواستم ازشون بگیرم ادامه خواندن “داستان من و زندایی”