داستان خواهرم

سلام به شما عزیزان پرویز هستم و 24 سالمه خاطره ای که براتون میخوام بنویسم در مورد چند روز قبل هستش.

همین الانم که دارم تایپ کنم دستام داره میلرزه موندم از چی بگم و یا از چی شروع کنم.

خوب بزارین اول از خودم بگم پرویزم بیس و چهار سالمه.

دانشجوی مهندسی کشاورزی هستم.

و ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم برای تفریح و اینکه یه آبو هوایی عوض کنم چندهفته ای برم خونه ی خواهرم مهناز ادامه خواندن “داستان خواهرم”

داستان خواهرم و من جلوی شوهرش

سلام به همه ی شما عزیزان میثم هستم و 25 سالمه قدم هم‌177 هستش چشمام هم مشکیه موهامم همینطور رنگ پوشتمم سفیده و 70 کطلو وزنمه.
ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم برم خونه ی خواهرم اصفهان.


خونه ی ما هم تهرانه.
زنگ زدم به‌شوهر خواهرم بهش گفتم کجایی میخوام بیام خونتون که گفت اگه میخوای به خواهرت نگم که سوپرایزش کنیم چون روز تولدشم نزدیکه.
خلاصه من هم تصمیم گرفتم روز بعدش حرکت کنم رفتم از قبل بلیط خریدم.که فردای روز بعدش حرکت‌کنم برم خونه ی خواهرم. ادامه خواندن “داستان خواهرم و من جلوی شوهرش”

داستان زوری و خشن با خواهرم / محارم جدید

سلام به شما عزیزان مهرانم 23 سالمه قدم 175 هستش.لاغر اندام هستم.
خواهرم لیلا هم 19 سالشه قدش 160 هستش حدودا.

ماجرا از اونجا شروع شد مامان بابام قرار بود برن تهران برای عمل آب مروارید مامانم.
دقیقا یادمه تابستون سال 99 بود. ادامه خواندن “داستان زوری و خشن با خواهرم / محارم جدید”