داستان من و خواهرم

محسن هستم و 24 سالمه خوببزارین اول از خودمون بگم مایک خانواده 5 نفر هستم من مادرم پدرم و دوتا از خواهرام یکی سپیده که 20 سالشه آبجی کوچیکم هم 12 سالشه.

رابطه من و خواهرم از اونجایی که تقریبا هم سنیم خیلی نزدیکه همیشه تا مشکلی و چالشی تو زندکیامون داشته باشیم به هم میگیم حداقل اگه نتونیم به هم کمک کنیم لاقل شنودنده ی خوبی برای هم هستیم. ادامه خواندن “داستان من و خواهرم”

داستان من و برادرم

بازم درود به تکتک شما دوستان عزیز و روشن فکر.

مهران هستم و  سالمه ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین ماه قبل هستش یعنی آخرین ماه تابستون شهریور ماه

تا اون موقع تابستون من جایی واس سفر نرفتم. ادامه خواندن “داستان من و برادرم”

داستان محارم مامان

سلام به همه ی عزیزان همیشه در صحنه من هومن هستم و 31 سالمه ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین یک ماه قبل هستش بله اون موقع بابام رفته بود سفر کاری و منو مامانم خوه بودیم ومن بودم با کلی  مسولیت.

بله مسولیت دیگه مثل قبل نبود که فقط بخورو بخواب باید صبح زود میرفتم بیرون نون میگرفتم صبحونه اگه نبود میرفتم میخریدم. ادامه خواندن “داستان محارم مامان”