داستان دختر همسایه بغلی

محسن هستم و 26 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد دختری که همسایه بغلیمونه.

ماجرا از اونجا شروع شد که مستاجر جدید اومده بود و خانواده چهار نفره بودن که یکیش همین دختره بود که اسمش نگین بود. و 18 سال داشت یه دختر دیگه هم که خواهرش بود اون 15 سال داشت. ادامه خواندن “داستان دختر همسایه بغلی”

داستان من با دختر همسایه به بهانه درس خوندن

ملیکا هستم و 19 سالمه قدم هم 165 میشه حدودا  و امسال اولین سالی هستش که میرم دانشگاه.

ماجرا از اونجایی شروع شد که یکی از هم رشته ای هام که تازه امسال قبول شده دانشگاه مثه خودم اونم هم ترمولک هستش. ادامه خواندن “داستان من با دختر همسایه به بهانه درس خوندن”

داستان من و زنم با زن و شوهر همسایه

پیمان هستم و 31 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم عین واقعیته.باور کردن و یا نکردنش با خودتون.

اول از خودم بگم پیمانم سی و یک سالمه قدم هم حداقل 180 هستش و وزنمم 70 کیلو بدنم تقریبا ورزشکاریه.

همسرم الناز هم سه سال از من کوچیکتره و 28 سالشه.

من و الناز چند ماهیه که با هم ازدواج کردیم.

البته ماجرا از اونحا شروع شد وقتی که یه خونه جدید اجاره کرده بودیم یکی از زوج های همسایمون که توی واحد رو به رویی ما زندگی میکردن. ادامه خواندن “داستان من و زنم با زن و شوهر همسایه”