داستان دختر صاحب خانه

متین هستم و بیست و یک سالمه قدم هم 175 هستش و دانشجو هستم

ماجرا از اونجا شروع شد که صاحب خانه ی بیشعور ما هزینه خونه رو بیششتر کرد و برای ما هم نمیصرفید و تصمیم گرفتیم به خونه ی جدید نقل مکان کنیم هم مکان بهترین داشت هم هزینه ی به مراتب کمتری

ادامه خواندن “داستان دختر صاحب خانه”

داستان من و پسر همسایه

بهنوش هستم و 21 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد پسر همسایمون هستش که چند مدتیه منو حسابی مجذوب زیبایی و کمالاتش کرده.

ماجرا از اونجا شروع شد مهر ماه شده بود و ما هم کمکم باید میرفتیم دانشگاه.

تو مسیر دانشگاه که خیلی بهمون نزدیکه من پیاده میرفتم یه پسری نظر منو جلب کرد اول البته زیاد توجه منو جلب نکرد تا اینکه دیدم همیشه میبینمش. ادامه خواندن “داستان من و پسر همسایه”

داستان من و زن شوهر دار

باز هم سلام به همه ی شما عزیزان و غریبان همیشه در صحنه امیدوارم حال دلتون خوب باشه.

پرهام هستم و 24 سالمه دانشجو هستم و ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم در مورد یکی از زن های همسایمون بود. ادامه خواندن “داستان من و زن شوهر دار”