داستان ماه عسل زن و شوهر

علی هستم و 29 سالمه قدم هم 180 هستش و وزنمم تقریبا لاغر هستم و60 کیلو هستم

ازطریق یکی از دوستامبا دختری به نام شراره آشنا شدم رابطمون بعد از مدتی کمکم جدی شد و تصمیم گرفتیم با خانواده هامون صحبتکنیم و اگه دو طرف راضی بودن نه برای ازدواج برای خواستگاری که بعد از دیدارو دیدن هم اگه از هم خوششوم اومد با هم ازدواج کنیم اگه نه که هیچی ادامه خواندن “داستان ماه عسل زن و شوهر”

داستان محارم مامان

سلام به همه ی عزیزان همیشه در صحنه من هومن هستم و 31 سالمه ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین یک ماه قبل هستش بله اون موقع بابام رفته بود سفر کاری و منو مامانم خوه بودیم ومن بودم با کلی  مسولیت.

بله مسولیت دیگه مثل قبل نبود که فقط بخورو بخواب باید صبح زود میرفتم بیرون نون میگرفتم صبحونه اگه نبود میرفتم میخریدم. ادامه خواندن “داستان محارم مامان”