داستان من و طلا فروش همسایه مون

سلامی دوباره به همه ی شما عزیزان عزیزتر از جانم بیتا هستم و خوش اومدم با یه داستان دیگه این داستان بر خلاف داستان های قبل از فانتزی های خاصی برخورداره لطفا اگه فانتزیاتون به فانتزیای ما نمیخوره لطفا بقیه داستانو نخونین اگه نه که بریم داشته باشیم دوستان

خوب بزارین اول از خودم بگم من بیتام و 30 سالمه مجردم و سینگل و دارم ترشیده مشم. ادامه خواندن “داستان من و طلا فروش همسایه مون”

زن متاهل شوهر دار سن بالا

بهمن هستم و 24 سالمه قدم هم 185 هستش و شغل آزاد دارم و تو سوپر مارکت کار میکنم البته از خودمه یعنی اینطور بگم وقتی که دبیرستان بودم ول کردم درسو و رفتم کار خرید و فروش تو سوپری

اونجا فضای کار طوریه که خیلی میشناسنت خوبیش اینه تا به مشکل بر بخوری یه آشنا داری ازش کمک بگیری ادامه خواندن “زن متاهل شوهر دار سن بالا”

داستان دختر خارجی به همراه من و زنم

سلام و درود خدمت یکا یک شما عزیزان و خوبان من پدرام هستم و سه سالی میشهرفتم خارج بله پناهندگیموبرای المانگرفتم البته ااول رفتیم ترکیه و از اونجا به سمت آلمان مهاجرت کردیم

خلاصه یه مدتگذشت و اونجا اسککان داده شدیم و زبان رو هم خیلی سریع یاد گرفتم بلاخره اول در حدی بود که بتونم مفهوم رو برسونم ادامه خواندن “داستان دختر خارجی به همراه من و زنم”