داستان ماه عسل من و زنم

میلاد هستم و 27 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین یک ماه پیش من و همسرم هستش. که رفتیم شمال.

اول از خودم بگم 27 سالمه نجاز هستم و قدم هم 180 هستش حدودا و وزنم هم 70 کیلویی میشم.

همیشه تا حدی که بتونم ورزش میکنم تا تناسب اندامم حفظ بشه.

اسم همسرم فریبا هستش و اونم 22 سالشه و دانشجو هستش

ماجرا از اونجا شروع شد که بعد از ازدواجمون تصمیم گرفتیم بریم شمال یه مدت برای ماه عسلمون. ادامه خواندن “داستان ماه عسل من و زنم”

داستان من و برادر شوهرم

پریا هستم و 29 سالمه و دو سالی میشه که با شوهر سعید ازدواج کنم.

اول از خودم بگم 29 سالمه تو یکی از شرکت های خصوصی مشغول به کار هستم.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز من و شوهرم برای مسافرت تصمیم گرفتیم بریم مشهد خونه ی برادر شوهرم داریوش. ادامه خواندن “داستان من و برادر شوهرم”

داستان حامله شدنم

سلام به شما عزیزان من میترا هستم و 3 سالیه که با شوهرم متین ازدواج کردم بزارین از متین بگم 34 سالشه و پرستاره و اکثر اوقات خونه نیست و سر کاره مصخصوصا الان که موقع شروع شدت کرونا هستش.

خودمم هم 30 سالمه و خونه دار هستم البته تحصیلات دارم.

منتها به خاطر انجام کارای خونه و از اونور هم به خاطر آینده بچهام می خوام اونارو با تمام و کمال تربیت کنم.

ماجرا از اونجا شروع شد که برای تعطیلات شوهرم متین گفت هفته بعد میریم پیش دوستش امید. ادامه خواندن “داستان حامله شدنم”