داستان تکاندهنده شوهر بی غیرت

سیمین هستم و 24 سالمه دو سالی میشه که با شوهر داریوش ازدواج کردم و فعلا صاحب یه پسر به نام آرش شدیم.

بزارین اول از خودم بگم بیستو چهار سالمه قدم 170  و دانشجوی پرستاری هستم.

چیزی نمونده که فارق التحصیل بشم.

ماجرا از اونجا شروع شد دم عیدی بود و میخواستم واس چند روز بریم شمال خونه ی دوستم. ادامه خواندن “داستان تکاندهنده شوهر بی غیرت”

داستان من و دختر عمه نوشین

حسن هستم و 24 سالمه قدم 170 هستش پوستم سفیده رنگ چشم هام هم عسلی

ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم برم خونه ی دختر عمه ام نوشین.

از نوشین بگم اونم 23 سالشه و دو سالی میشه با شوهرش آرش ازدواج کرده.

من و نوشین چون بچگی با هم بزرگ شدیم برای هم مثه خواهر و برادریم. ادامه خواندن “داستان من و دختر عمه نوشین”