سلام به شما عزیزان عزیز تر از جان.

پوریا هستم و 18 سالمه من مامان جونم با هم زندگی میکنیم.
بابام هم من وقتی بچه بودم به رحمت خدا رفت.
مامانم هم معلمه و 38 سالشه. ادامه خواندن “داستان خشن و زوری من و ننه جونم”
داستان های سکسی ایرانی جدید محارم لز گی کون دادن کس کردت کوس دادن ساک زدن
داستان باحال سکسی داستان گاییدن سکسی داستان سکس با حال من و دختر داستان حشری شهوانی سکسی داستان ساک زدن باحال داستان باحال ایرانی
سلام به شما عزیزان عزیز تر از جان.

پوریا هستم و 18 سالمه من مامان جونم با هم زندگی میکنیم.
بابام هم من وقتی بچه بودم به رحمت خدا رفت.
مامانم هم معلمه و 38 سالشه. ادامه خواندن “داستان خشن و زوری من و ننه جونم”
سلام به شما دوستان عزیزم نجیب هستم و 26 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم عین واقعیته هر چی که دیدمو براتون تعریف میکنم.

اول از خودم بگم بیستو شش سالمه مجردم و قدم هم 183 هست و 70 کیلو هستم و بدنم کاملا ورزشکاریه و همیشه میرم باشگاه.
ماجرا از اونجا شروع شد که برای مسافرت تصمیم گرفتم برم شمال خونه ی پسر خالم شایان. ادامه خواندن “داستان زن پسر خالم جلوی چشمان شوهرش”
پیمان هستم و 31 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم عین واقعیته.باور کردن و یا نکردنش با خودتون.

اول از خودم بگم پیمانم سی و یک سالمه قدم هم حداقل 180 هستش و وزنمم 70 کیلو بدنم تقریبا ورزشکاریه.
همسرم الناز هم سه سال از من کوچیکتره و 28 سالشه.
من و الناز چند ماهیه که با هم ازدواج کردیم.
البته ماجرا از اونحا شروع شد وقتی که یه خونه جدید اجاره کرده بودیم یکی از زوج های همسایمون که توی واحد رو به رویی ما زندگی میکردن. ادامه خواندن “داستان من و زنم با زن و شوهر همسایه”