داستان من و دوست پسرم مهران

سلام علیکم خدمت همگی ناهید هستم و 21 سالمه و از طریق دانشگاه با یکی از دانشجو های مرد که اسمش مهران بود آشنا شدم.

خیلی پسر سر به زیری بود از همین سر به زیریش خوشم اومده بود.

خوب بزارین از اول بگم مهران هم هم رشته ی ما هستش و البته اون دو ترم بالاتر از ماست.

اولین روزی که رفته بودم برای ثبت نام دان ادامه خواندن “داستان من و دوست پسرم مهران”

داستان من و علی دوستم

بهنام هستم و 31 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد یکی از بچهای همسایه مون هستش.

خیلی پسر خوبی بود از اونجاعی که من ادم اجتماعی نبودم زیاد نمیتونستم دوست فاب پیدا کنم.

علی هم پسر خیلی خوبی بود هم با ادب هم اینکه ساده بود. ادامه خواندن “داستان من و علی دوستم”

داستان من و همسرم با زوج شیرازی

میلاد هستم و 38 سالمه و سه سالی میشه با زنم سارا ازدواج کردم.

خوب بزارین اول از خودمون بگیم میلادم سی و هشت سالمه تو یکی از شرکت های بیمه کار میکنم.

همسرم سارا هم آرایشگاه زنونه داره. ادامه خواندن “داستان من و همسرم با زوج شیرازی”