داستان من و دکتر

لاله هستم و بیستو هشت سالمه ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم عمل زیبایی پروتز لب رو انجام بدم.

منتها مشکل اینجا بود دنبال دکتر زن بودم و چون خانومم دوست دارم توسط یه دکتر هم جنس عمل بشم.

ولی هر چی برسی کردم بهترین دکتر ها مرد بودن و دکتر های زن خوبی پیدا نمیشد. ادامه خواندن “داستان من و دکتر”

داستان من و پسر عمه جواد

درود به همه ی شما عزیزان همیشه در صحنه.

و طرفداران فانتزی های خاص من ساحل هستم و 28 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم اول تجربم بود و اون موقع 26 سالم بود.

بله اولین بار بود عاشق یکی شده بودم اونم پسر عمه ام جواد خیلی دوستش میداشتم. ادامه خواندن “داستان من و پسر عمه جواد”

داستان من و زندایی آیدا

مهران هستم و 25 سالمه قدم 180 هستش و دانشجوی عمران هستم.

ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم برم خونه ی دایی زن دایی اینا.

خوب بزارین از دایی عباس بگم اون 40 سالشه و پنج سالی میشه با زندایی آیدا ازدواح کرده زن دایی هم 34 سالشه البته ظاهرش طوریه که هر کی ببینه باور نمیکنه حتی بیشتر از 30 سال سن داشته باشه. ادامه خواندن “داستان من و زندایی آیدا”