داستان زوری با دختر دایی هلیا وقتی شوهرش خونه نبود

سلام به شما عزیزان تر از جان پویا هستم قدم 180 هست حدودا پوستم سبزه روشن هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم برای انجام یه سری کار اداری و خرید برم تهران خونه ی دختر داییم هلیا. ادامه خواندن “داستان زوری با دختر دایی هلیا وقتی شوهرش خونه نبود”

داستان شوهر بی غیرت من با مرد طلبکار

سلام به همه عزیزان فریده هستم و 31 سالمه و سه ساله که با شوهرم مهدی ازدواج کردم.

قدم هم حدودا 170 هستش پوستمم روشنه و وزنم هم 60 کیلویی میشه و استایلم کاملا ورزشکاری هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که شوهرم تو اوج بزینس و کسب درامد بود که یکی از همکاراش کلیه سرمایشو بالا کشید و رفت و شوهرم موند با کلی طلبکار. ادامه خواندن “داستان شوهر بی غیرت من با مرد طلبکار”