داستان دوست شوهرم وقتی شوهرم نبود

سارا هستم و ۲۴ سالمه‌ خاطره ای که قصد دارم براتون تعریفش کنم مربوط به ماه قبله که رفته بودیم شیراز خونه ی دوست شوهرم.

خوب اول از خودم بگم ۲۴ سالمه قدم هم ۱۷۵ میشه حدودا وزنمم ۷۶ کیلو هستش.

یک سالی میشه که با شوهرم احسان ازدواج کردم. ادامه خواندن “داستان دوست شوهرم وقتی شوهرم نبود”

داستان

درود و سلام خدمت شما همراهان همیشگی پوریا هستم و 24 سالمه این خاطره ای که میخوام براتون بگم مال سه چهار روز قبله.

اون موقع برای اولین بار بعد از عروسی دختر خالم دقیقا یادمه روز سوم بعد از عروسیشون بود برای ماه عسل اومده بودن خونمون شمال. ادامه خواندن “داستان”

داستان دختر عمه مهشید وقتی شوهرش خونه نبود

درودی دیگه به شما خوبان من متین هستم و ۲۶ سالمه قدم هم ۱۸۰ هست حدودا وزنمم ۶۰ کیلو اندامم کاملا ورزشکاری و همیشه میرم باشگاه و بادی بلدینگ تفریح هر روزمه.


ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم برم خونه دختر عمه ام مهشید ادامه خواندن “داستان دختر عمه مهشید وقتی شوهرش خونه نبود”