داستان خانوادگی

اول از خودم میگم مهرداد هستم 27 سالمه خانواده ی ما چهار نفرست من خواهرم مادرم و پدرم

قدم 183 هستش و مهندسی عمران می خونم.

خواهرم المیرا هم معلم هستش و 25 سالشه

مامانم هم معلم هستش و آخرای بازنشستگیشه بابام هم چند سالیه که بازنشسته ی اداره آب هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز تصمیم گرفتیم بریم مسافرت و یه ایران گردی داشته باشیم ادامه خواندن “داستان خانوادگی”

داستان واقعی گروهی خانوادگی

داستان واقعی سکس گروهی خانوادگی ضربدری

سلام دوستان داستان مربوط به سال قبل هستش شهریور ماه بود که یکی از دوستام زنگ زدن گفتم مهران بیا که امشب قراره بریم شمال کلی حالو هول کنیمو

گفتم چی دشه داش امیر خبریه گفت حالا تو بیا رسیدیم میفهمی.

منم که هم تعجب کرده بودم هم یه جورایی وحشت به یهونه ی رفتن پیش خونه ی خاله از خانواده اجازه گرفتم وسایلمو برداشتم و یه دوشی گرفتم و آماده کردم خودمو.

زنگ زدم به امیر گفتم من آمادم بیا دنبالم ادامه خواندن “داستان واقعی گروهی خانوادگی”

داستان من و زنم با زوج مشهدی

داستان کاملا واقعی هستش امیدوارم خوشتون بیاد من مهران هستم 37 سالمه زنم میترا هم 31 سالشه ماجرا از اونجا شروع شد که از طریق اینستاگرام با یک زوج مشهدی آشنا شدیم و همیش با هم تصویری در ارتباط بودیم.

اونها هم دو زوج پرستار بودن که شوهره اسمش آرش بود 39 سالش بود زنش هم زهره بود و 33 سال داره.

همیشه در مورد هر چی که فکرشو بکنین با هم لایو میزاشتیم و با هم خیلی راحت بودیم.

دلو زدیم به دریا و تصمیم گرفتیم با هم … ادامه خواندن “داستان من و زنم با زوج مشهدی”