داستان خواهر حامله ام

حسین هستم و بیستو هشت سالمه ماجرایی که میخوام بگم در مورد وقتی هستش که رفته بودماصفهان خونه ی خواهرم.

خوب بزارین اول از خانوادم بگم ما یک خانواده شش نفره هستیم من مامان بابام آبجیم که دو سال از من کویچیکتره و دوتا از داداشام که یکی سیزده سالشه و یکی هم ده سالشه ادامه خواندن “داستان خواهر حامله ام”

داستان پسر بی غیرت

سلامی به گرمای بهاری به دلای زیباتون ای عزیزان همیشه در صحنه و عاشق فانتزی های خاص و ناب بله این سری هم اومدم

با یه داستان دیگه امید وارم خوشتون بیاد اول از همه یه نکته بگم که این داستان فقط چیزیو که دیدم میگم نه بیشتر و نه کمتر از اقراق و دروغ گویی به شدت بدم میاد و همه چی اورجینالش خوبه چ فیلمش چه استانش حتی عکسش ادامه خواندن “داستان پسر بی غیرت”