داستان ماه عسل زن و شوهر

علی هستم و 29 سالمه قدم هم 180 هستش و وزنمم تقریبا لاغر هستم و60 کیلو هستم

ازطریق یکی از دوستامبا دختری به نام شراره آشنا شدم رابطمون بعد از مدتی کمکم جدی شد و تصمیم گرفتیم با خانواده هامون صحبتکنیم و اگه دو طرف راضی بودن نه برای ازدواج برای خواستگاری که بعد از دیدارو دیدن هم اگه از هم خوششوم اومد با هم ازدواج کنیم اگه نه که هیچی ادامه خواندن “داستان ماه عسل زن و شوهر”

داستان اولین خاطره خاله بازی با دخترای فامیل

سلام به همه ی شما عزیزان و غریبان میلاد هستم و 18 ساله خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط به همین جند سال قبله اون موقع تقریبا پونزده سالی ام میبود.

عروسی یکی از دایی هام بود بله همه دخترای فامیل هم اونجا بود اوضاع خیلی عجیبی بود از طرفی من هم تو کف یه سریاشون بودم یه سری ها هم باز تو کف من بودم. ادامه خواندن “داستان اولین خاطره خاله بازی با دخترای فامیل”