داستان جر خوردن

سلام به همه ی شما خوبان ترانه هستم داستانی که میخوام براتون بگم ته باحالی و واقعیته.

اول از خودم بگم من ترانم 32 سالمه قدم هم 167 هستش و وزنم هم 55 کیلو گرم هستش.

از اونجایی که همیشه میرم بادی بلدینگ تناسب اندام خوبی دارم. ادامه خواندن “داستان جر خوردن”

داستان من و خواهرم ملیکا

محسن هستم داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به همین دو ماه قبله.

اول بزارین خودمو کامل معرفی کنم محسن هستم 27 سالمه قدم هم 176 هستش وزنم هم 70 کیلو هستش.

ما تو نیشابور زندگی میکنیم.

خواهرم ملیکا هم 25 سالشه و دو سال از من کوچیکتره من و ملیکا همیشه هم بازی بودیم.

بچگیمونو با هم طی کردیم.و همیشه با هم خیلی صمیمی هستیم. ادامه خواندن “داستان من و خواهرم ملیکا”

داستان گروهی من و زنم

درود و صد سلام به شما عزیزانم کوروش هستم و 29 سالمه قدم هم 182 هستش وزنم هم 80 کیلو .

6 ماهی میشه که من و زنم میترا با هم ازدواج کردیم.اون هم 25 سالشه و قدش هم 171 و مثه خودم اهل ورزش و باشگاه هستش.

من و همسرم میترا با هم خیلی راحتیم و هر خواسته ای داشته باشیم با هم در میون میزاریم و همیشه نبال روش های زندگی بهتر از قبل رو داریم.

و همیشه ایده ای باشه با هم عملیش میکنیم هم تو روابط زناشویی هم تو زندگی. ادامه خواندن “داستان گروهی من و زنم”