داستان واقعی پدر و دختر ایرانی در نبود مادر

سلامی به گرمای وجود قلب زیبایتان.
ساسان هستم و 45 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم از اونجا شروع شد که همسرم برای چند روز رفته بود شهرستان برای دیدن خواهرش که تازه عمل چشم شده بود.


بزارین اول از خودم بگم ساسانم و جهل پنج سالمه قدم هم 180 هستش بیست سالم بود با همسرم ساناز ازدواج کردم.

ادامه خواندن “داستان واقعی پدر و دختر ایرانی در نبود مادر”

داستان من و مامانم وقتی صبح خواب بودم

سلام به همه عزیزان بهتر از جان این اولین داستانیه که میخوام براتون تعریف کنم موندم از کجا شروع کنم باور کردن و یا نکردنش دست خودتون.

بزارین اول از خودم بگم پارسا هستم و 20 سالمه دانشجو هستم قدم هم 180 هستش و 70 کیلو هستم. ادامه خواندن “داستان من و مامانم وقتی صبح خواب بودم”

داستان من و پسر خالم محسن

سلام به شما عزیزان همسشه در صحنه 😂
مهدیه هستم و 23 سالمه قدم هم 170 میشه وزنمم 70 کیلویی میشه ماجرا از اونجا شروع شد که رفته بود

برای چند روزی خونه پسر خالم محسن.بزارین از محسن بگم براتون اونم سی سالشه یک سالی میشه که با سحر خانوم ازدواج کرده. ادامه خواندن “داستان من و پسر خالم محسن”