داستان من و الناز تو باغ وحش

باز هم سلام به شما دوستان عزیز و همیشه در صحنه ی روزگار.

البته قبل از اینکه داستانمو تعریف کنم اینم بگم کسی هر چی فوشح داد تو جوابش میگم آیینه.

البته دوستان حق دارند چون بسیاری از دوستان داستان های تخیلی تعریف میک نند دیگه به هرچی داستانه شک می کنند و میگن این هم زاده مغزه یا آدم بلانسبت …. هستش.

بزارین اول از خودم بگم پیام هستم و 31 سالمه و مجرد هستم قدم هم 185 میشه. ادامه خواندن “داستان من و الناز تو باغ وحش”

داستان خشن و زوری پدر شوهر و عروس

درود بر شما عزیزان و همراهان همیشگی علاقه مندان به داستان های خاص.


سارا هستم و 31 سالمه و دو سالی میشه که با پوریا شوهرم ازدواج کردم اون هم 35 سالشه و تو یکی از شرکت های خصوصی کار میکنه.
ماجرا از‌اونجا شروع شد که قرار بود بریم خونه ی پدر شوهرم.

ادامه خواندن “داستان خشن و زوری پدر شوهر و عروس”