داستان من و دختر دوجنسه ایرانی واقعی

سلام دوستان من پیام هستم و 23 سالمه 190 قدمه و 91 کیلو هستم و همیشه میرم باشگاه و بدنم رو فرمه.

شغلم هم کسب در امد از اینترنت هستش.

جریان از اونجا شروع شد که دنبال یه دوست واقعی بودم کسی هم زندگیمو باهاش شریک بشم و بهش تکیه کنم و اونم بهم تکیه کنم و پایه باشه باهام حالا تو هر کاری.

تصمیم گرفتم از طریق اینترنت تلگرام و ایسنتا یه دوست برا خودم پیدا کنم.

بعد از کلی برسی تو یکی از گروهای تلگرامی که همیشه فعال بودم توش و چت می کردیم با یه دختر آشنا شدم که اسمش سارا بود اونم 20 سال داشتو

همیشه یادمه اصلا لوس حرف نیمزد مثه مردا صحبت میکرد این منو خیلی تعجب زده کرده بود ولی ستایش میک ردم این حرکتشو که مثه دخترا اخلاقای خاله زنکی نداره.

تا اینکه یه روز تصمیم گرفتم باهاش بیشتر آشنا شم اونم ساکن شیراز بود مثه خودم.

رفتم تو خاصش بهش گفتم اگه دوست دارین بیشتر با هم آشنا بشیم.

بهم گفت من مشکلی ندارم ولی هر پسری که باهاش بودم منو بعد اینکه بیشتر ازم یه سری خصوصیات دونسته رفته گرچه عیب نیست خدادادیه.

بیشتر تعجب کردم و داشتیم میمردم از فضولی مثه ادمای روشن فکر صحبت می کردم میگفتم.

همه مثه هم نیستن هر عقیده و هر چی داشته باشی مهم نیست مگه اینکه یه اتاق خاصی بیوفته

هیچی قرار شد برم به سمت پارک نزدیک خونشون.

اسنپ گرفتم مستقیم تا پارک باهاش هماهنک بودم و بهم گفت کجا پیاده یشمو.

وقتی که رسیدم دورو برمو گشتم انگار ک نیستش زنگ زدم گفتم کجایی منو که نکاشتی گفت نه عزیزم من دقیقا پشت سرتم.صورتمو برگردوندم تعجب کردم قدش از منم بزرگتر بود منی که 190 هستم حالا فکرشو بکنین اون چنده.

البته کفش پاشنه بلند هم پاش کرده بود.

بعد که قدشو ازش پرسیدم اون گفت 185 هستش.هیچی رفتیم رو یکی از صندلی های پارک نشستیم شروع کردیم به صحبت کردم البته من خیلی خجالتی بودم بیشتر اون صحبت میکرد..

هر کی از نمیدیدش فقط صحبتاشو میشنید فکر میکرد یه مرد داره صحبت میکنه.

خلاصه خیلی دختر خوبی بود بعد منم که کمکم داشت روم باز میشد شروع کردم به صحبت کردن گفتم این مزدیکیا کافیه نیست اونجا بهتر میشه صحبت مکرد رفتیم یه کافه تو همون نزدیکیا نشستیم بهش گفتم ببخشید اون مشکل چی بود بگو من طاقتشو دارم .

گفت من من … من گفتم د بگو مردم از استرس.

که گفت من دوجنسم برق از کلم پرید فورا گفتم عیب نداره این که مشکل نیست خیلی از مشاهیر معروف دوجنسه رو نا مبردم خیلی تعجب کرد گفت واقعا اینا دو جنسه بودن.

گفتم چی فکر کردی شماها کم نیستین فقط حمایت نمیشین.

گفتم اگه دوست داری نهایت عمل میکنی.

هیچی دیگه کلا خیلی خوشحال شد و یه امیدی تو زندگیش درست شد.

بعد اینکه عمل کرد چند ماه بعدش ازدواج کردیم الان ما دو تا بچه داریم به اسم حسام و فاطیما.

ممنون از اینکه با ما همراه بودین امیدوارم همه ی مردم یه روزی به این درک و فهم و شعور برسند که دوجنسه ها هم انسان هستن و این ویژگی هایی که دارن عیب نیست بلککه نقاظ قوت و ذاتی هستش. مثه همه ی مردم.نظر یادتون نره.

داستان سکس من با دختر دوجنسه داستان سکسی کون دادن دختر و پسر دوجنسه ی ایرانی داستان واقعی گاییدن دختر دوجنسه ساک زدن باحال حشری شهوانی و شهوتی دختر سکسی دوجنسه ترنس دختر کیر دار

یک دیدگاه دربارهٔ «داستان من و دختر دوجنسه ایرانی واقعی»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *