داستان من و خاله جونم پریسا

میثم هستم و 31 سالمه داستانی که براتون میگم مربوط به دقیقا دو ماه قبله اول از خودم بگم قدم 183 هستش و شغلمم آزاده و خودم رییس خودمم هر وقت دوست دارم کار میکنم هر وقت دوست ندارم استراحت میکنم.

زمستون بود دی ماه که تصمیم گرفتم جای نوروز اینن موقع تعطیلاتمو بگذرونم. ادامه خواندن “داستان من و خاله جونم پریسا”

داستان من و دوست پسرم

سلام دوستان شبنم هستم 21 سالمه قدم هم 167 و وزنم 76 کیلو هستم و تقریبا یکم چاق هستم.

یک روز تو تعطیلات تابستانی پوریا هم زنگ زدگفت که خودتو آماده کن فردا میریم سینما.

منم که از خوشحالی بال میزدم .

با خودم گفتم چه شود بلاخره برای سومین بار دارم میرم سینما. ادامه خواندن “داستان من و دوست پسرم”

داستان من و بهترین دوستم

سلام بچها امید وارم هر جا که هستین تنتون سالم لبتون پر از خنده باشه.

بهروز هستم 36 سالمه و قدم 179 وزنم هم 81 کیلو پنج سالی میشه با ستاره زنم ازدواج کردم.

اونم قدش 170 و 64 کیلو چشم سبز هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که یک روز تصمیم گرفتیم بریم خونه ی دوستم رضا ادامه خواندن “داستان من و بهترین دوستم”