داستان من و خواهرم

سلام دوستان شایان هستم 183 قدمه و 23 سالمه وزنم هم 71 کیلو هستم و تناسب اندام خوبی دارم سیکس پک ندارم ولی شکم هم اندارم.

و مرتب میرم باشگاه.

خواهرم پروانه هم سه سال از من کوچیکتر و 20 سالشه و دانشجو هستش.

من هم که تازه معماریو تموم کردم.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز خسته از باشگاه اومدم. ادامه خواندن “داستان من و خواهرم”

داستان جدید من و دختر عمه نازنین

سلام دوستان ایمان هستم و 21 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم واس همین هفته قبله که عمه و دختر عمه و شوهر عمه اومدن خونمون چون تعطیلات نوروزی بود و میخواستن بیان شمال پیش ما یه هواییم عوض کرده باشن.

اول از خودم بگم کامل ایمان هستم بیستو یک سالمه قدم 181 هستش و دانشجوی پرستاری هستم.

دختر عمه نازنین هم 18 سالشه و پشت کنکوری هستش وزنشم حدودا 55 کیلو میشه و اندام نحیف و لاغری داره. ادامه خواندن “داستان جدید من و دختر عمه نازنین”

داستان زنم و رئیس شرکت

سلام دوستان رضا هستم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم عین واقعیت هستش هر کی میگه دروغه با مدرک میگم 35 سالمه و خودم بیکارم ولی خانومم یک سالی میشه که کار پیدا کردم.

اونم مرضیه هستش و 27 سالشه و تو یکی از شرکت های تقریبا معروف که نمیخوام اسمشو بگم منشی رییس کل هستش.

ماجرا اونجا شروع شد که زنم گفت یه کار پیدا گردم از طریق یکی از دوستام.

گفتم عزیزم یکی دوماه دندون رو جیگر بزار کار من ردیف میشه نیازی نیست خودتو زحمت بدی. ادامه خواندن “داستان زنم و رئیس شرکت”