داستان راضی کردن خواهرم برای گروهی

درود به شما عزیزان خواننده من احسان هستم و 24 سالمه.

قدم هم حدودا صدو هشتاد هستش و پوست روشنی دارم.

داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به یک ماه قبل هستش.

بزارین از خانوادم بگم ما یک خانواده چهار نفره هستیم من و بابا و مامانم و خواهرم المیرا. ادامه خواندن “داستان راضی کردن خواهرم برای گروهی”

داستان زن پسر خالم جلوی چشمان شوهرش

سلام به شما دوستان عزیزم نجیب هستم و 26 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم عین واقعیته هر چی که دیدمو براتون تعریف میکنم.

اول از خودم بگم بیستو شش سالمه مجردم و قدم هم 183 هست و 70 کیلو هستم و بدنم کاملا ورزشکاریه و همیشه میرم باشگاه.

ماجرا از اونجا شروع شد که برای مسافرت تصمیم گرفتم برم شمال خونه ی پسر خالم شایان. ادامه خواندن “داستان زن پسر خالم جلوی چشمان شوهرش”