داستان من و دختر عمه نوشین

حسن هستم و 24 سالمه قدم 170 هستش پوستم سفیده رنگ چشم هام هم عسلی

ماجرا از اونجا شروع شد که تصمیم گرفتم برم خونه ی دختر عمه ام نوشین.

از نوشین بگم اونم 23 سالشه و دو سالی میشه با شوهرش آرش ازدواج کرده.

من و نوشین چون بچگی با هم بزرگ شدیم برای هم مثه خواهر و برادریم. ادامه خواندن “داستان من و دختر عمه نوشین”

داستان من و برادر دوستم

بیتا هستم و 21 سالمه قدم هم 168 هستش من و دوستم سارا تو یه کلاس و یه دانشگاه درس می خونیم.

ماجرا از اونجا شروع شد که برای اولین بار داداش دوستم رو دیدم اون موقع برای اولین بار اومده بود دنبالش و از اونجایی که خونه ی بین مسیر رفتن به خونش بود منم با خودشون بردم. ادامه خواندن “داستان من و برادر دوستم”