داستان خواهرم مریم

داستان سکسی خوردن چوچول خواهرم مریم

درود به شما همراهان همیشگی من کیارش هستم 25 سالمه.

قدم 176 هستش و وزنم 70 کیلو هستش داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به چند روز قبل هستش.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز رفته بودم با بچها بیرون وقتی که اومدم خونه

دیدم هیچکس نیست تعجب کردم همه اتاقارو گشتم دیدم کسی نیست حمام و سرویسم گشتم اونجا هم کسی نبود یه اتاق مونده بود که اتاق خواهرم بود رفتم توش. ادامه خواندن “داستان خواهرم مریم”

داستان من و یاسر

سلام به شما دوستان عزیزم من احمد هستم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم واس ماه قبله اول از خودم بگم احمدم 28 سالمه و قدم هم 180 هستش یاسر هم دوستم که همسایمون هستش هم 25 سالشه.

ما از بچگی همو میشناسیم با هم خیلی راحتیم.

از برادر هم به هم نزدیکتریم ادامه خواندن “داستان من و یاسر”

داستان من و استاد

سلام به شما دوستان عزیز من الناز هستم سنم 21 ساله و قدم 172 وزنم هم 60 کیلو. و دانشجوی تربیت معلم هستش.

یکی از استادای مردمون بر خلاف بقیه حتی یک صدم هم نمره نمیداد هر ترم حداقل نصف دانشجویان از درس اون میوفتن هر کاری هم کنین نمره نمیده حالا چه پسر باشی چه دختر.

یه روز که مثه همیشه همین درسو داشتیم با استاد گفت جلسه ی بعد ازتون امتحان میگیرم که برای امتحان آخر ترم آماده بشین تا ببینم کلاس شما در چه سطحیه. ادامه خواندن “داستان من و استاد”