داستان من و دختر عمه نازنین

علی هستم 28 سالمه قدم 186 و 89 کیلو هستم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به یک سال قبل هستش اون موقع برای مسافرت و عوض کردن آب و هوایی تصمیم گرفتم از نیشابور که خونه ی خودمونه برم تبریز خونه ی عمه ام

البته از خانواده عمه هم بگم شوهر عمم 60 سالشه و معلم هستش عمه هم 55 سالشه و پرستانه دو دختر عمه دارم البته اینم بگم یه پسر عمه دارم که 10 سالشه دختر عمه هام یکی 21 سالشه اسمش زیبا هستش یکی هم 23 سالشه و اسمش سارا هستش. ادامه خواندن “داستان من و دختر عمه نازنین”

داستان من و خواهر زنم

داستان کون‌دادن و ساک زدن یواشکز خواهر زنم تو زیرزمین

مسعود هستم ۳۱ سالمه ۷۶ کیلو هستم و قدمم ۱۸۲ هستش و تو مشهد زندگی میکنیم زنم هم دو سال از من کوچیکتره و اسمش ملیکا هستش و خواهر زنم هم پروانه هستش و از زنم سه سال کوچیکتره و با هم رابطمون خیلی نزدیکه مثه خواهر برادریم و با هم خیلی راحتیم.طوری که در مورد هر چی که فکرشو بکنین در موردش با هم حرف زدیم و میزنیم.

ادامه خواندن “داستان من و خواهر زنم”

داستان من و خدمتکار خونه

اینم از داستان کوس دادن خدمتکار شوهر دار و جنده ی خونه ی ما کوس تنگی‌داشت انگار باکره بود

میرزا هستم ۳۷ سالمه از اونجایی که من تاجر هستم یکم وضع مالیم خوبه و همیشه سعی میکنم هر لوارمی که تو خونه استفاده میکنیم از بهترین جنسش باشه و برای اینکه خانمم راحت باشه تو انجام کارای خونه براش خدمتکار خریدم و همیشه کار های خونه رو انجام میده از پختو پز تا تمیزکردن طوری که خانومم مثه یه ملکه فقط دستور میده هر چی بخواد براش محیا میکنه.

ادامه خواندن “داستان من و خدمتکار خونه”