داستان واقعی گروهی خانوادگی

داستان واقعی سکس گروهی خانوادگی ضربدری

سلام دوستان داستان مربوط به سال قبل هستش شهریور ماه بود که یکی از دوستام زنگ زدن گفتم مهران بیا که امشب قراره بریم شمال کلی حالو هول کنیمو

گفتم چی دشه داش امیر خبریه گفت حالا تو بیا رسیدیم میفهمی.

منم که هم تعجب کرده بودم هم یه جورایی وحشت به یهونه ی رفتن پیش خونه ی خاله از خانواده اجازه گرفتم وسایلمو برداشتم و یه دوشی گرفتم و آماده کردم خودمو.

زنگ زدم به امیر گفتم من آمادم بیا دنبالم ادامه خواندن “داستان واقعی گروهی خانوادگی”

داستان من و زنم با زوج مشهدی

داستان کاملا واقعی هستش امیدوارم خوشتون بیاد من مهران هستم 37 سالمه زنم میترا هم 31 سالشه ماجرا از اونجا شروع شد که از طریق اینستاگرام با یک زوج مشهدی آشنا شدیم و همیش با هم تصویری در ارتباط بودیم.

اونها هم دو زوج پرستار بودن که شوهره اسمش آرش بود 39 سالش بود زنش هم زهره بود و 33 سال داره.

همیشه در مورد هر چی که فکرشو بکنین با هم لایو میزاشتیم و با هم خیلی راحت بودیم.

دلو زدیم به دریا و تصمیم گرفتیم با هم … ادامه خواندن “داستان من و زنم با زوج مشهدی”

داستان خانوادگی

پوریا هستم 25 سالمه خانواده ی ما شش نفرست و از اونجایی که ما خیلی با هم راحتیم.

دو خواهر دارم که هر دوشون از من کوچیکترن یکی لیلا 20 سالشه و اون دیگه میترا که 23 سالشه برادرم سروش هم که از من بزرگتره 30 سالشه پدرم هم تاجره و اکثر موقعا خونه نیست مادرمم 45 سالشه و هر کس اونو ببینه فکر میکنه نهایت 35 سالش باشه طوری که خیلیا فکر میکنند خواهرمونه.

ما با هم تو خونه خیلی راحتیم و هر وقت برای هر کس یه مشکل به وجود بیاد فورا با اعضای خانواده مشورت میکنه و ازش کمک می خواست.

یه روز که رفته بودم خونه دیدم هیشکی خونه نیست جز خواهرم لیلا.

گفتم بقیه کو چرا نیستن گفت رفتن خونه فامیل فردا میان. ادامه خواندن “داستان خانوادگی”