داستان من و مامان بزرگ ( مادر بزرگ )

سلام به شما همراهان عزیر وب سایت من شهاب هستم 20 سالمه قدم هم 177 هستش و وزنمم 65 کیلو هستش و بدن کاملا سیکس پک دار و ورزش کاری داریم.

من نوه ی اول فامیل و فرزند اول خونه هستم فقط یک خواهر از خودم کوچیکتر دارم که اسم.
ماجرا از اونجا شروع شد که عید بودو مامان بزرگ اینا اومده بودن خونمون. ادامه خواندن “داستان من و مامان بزرگ ( مادر بزرگ )”

داستان نوه و بابا بزرگ (پدربزرگ)

سلام به همگی من نسترن هستم‌ 19 سالمه قدم 159 هستش داستانی که میخوام براتون بگم ر مورد روزیه که رفته بودیم عیددیدنی خونه ی پدربزرگمون داریوش.


اول از خودم بگم تو یک خانواده چهار نفره زندگی میکنم من و خواهر کوچیکم و پدرو مادرم. ادامه خواندن “داستان نوه و بابا بزرگ (پدربزرگ)”

داستان ایرانی فیلتر نشده بدون سانسور جدید

یکتا هستم و 31 سالمه قدم 167 هستش و وزنم هم 59 کیلو هستش و مربی یوگا هستم.

ماجرا از اونجا شروع شد که یه روز معمولی که رفته بودم باشگاه و کلاس یوگا با شاگردام تمرین میکردم.

اخر کلاس که تموم شد یکی از دانش آموزانم که داداشش اومده بود دنبالش.

توجه منو جلب کرد ادامه خواندن “داستان ایرانی فیلتر نشده بدون سانسور جدید”