داستان من و خواهر سپیده

بهنام هستم و 21 سالمه و تازه از خدمت اومدم قدم هم 185 میشه حدودا.

خوب این ماجرایی که میگم فقط چیزی که با چشم دیدمو براتون تعریف میکنم نه کمتر نه بشیتر.

خوب بزارین از اول بگم ما یه خانواده چهار نفری هستیم من مامان و بابام و خواهرم سپیده. ادامه خواندن “داستان من و خواهر سپیده”

داستان منو خاله ستاره

فرزاد هستم و 31 سالمه قدم حدودا 190 هستم و همیشه میرم باشگاه و اندام خوبی دارم.

ماجرا از اونجا شروع شد که قرار بود یه مدت برم خونه ی خاله البته خونه ی خاله تو شهرمونه.

تصمیم نداشتم برم منو به زور بردن خونه خاله چون یه مدت شوهر خالم نبود و قرار بود بفرستنش ماموریت کاری شهرستان. ادامه خواندن “داستان منو خاله ستاره”

داستان گروهی خانوادگی

سلام به همه ی شما عزیزان بیتا هستم و 21 سالمه ماجرا برمیگرده به هفته ی قبل که برای اولین بار تو زندگیم رقم خورد.

خوب بزارین اول از خودم بگم بیتام بیست و یک سالمه ما یک خانواده ی چهار نفره هستیم من و دوتا از خوهرام و مامانم.

ما برادر و پدر نداریم و بابام خیلی وقت پیش فوت کرده وقتی که ما بچه بودیم. ادامه خواندن “داستان گروهی خانوادگی”