داستان دختر خارجی به همراه من و زنم

سلام و درود خدمت یکا یک شما عزیزان و خوبان من پدرام هستم و سه سالی میشهرفتم خارج بله پناهندگیموبرای المانگرفتم البته ااول رفتیم ترکیه و از اونجا به سمت آلمان مهاجرت کردیم

خلاصه یه مدتگذشت و اونجا اسککان داده شدیم و زبان رو هم خیلی سریع یاد گرفتم بلاخره اول در حدی بود که بتونم مفهوم رو برسونم ادامه خواندن “داستان دختر خارجی به همراه من و زنم”

داستان شب زفاف من و شوهرم نادر

سلام  به همه ی شما عزیزان

میترا هستم و 23 سالمه قدم هم 175 هستش و دو سالی میشه که با شوهرم نادر ازدواج کنم.

خوب بزارین بریم از اول ماجرا

ترم اول دانشجوی پرستاری بودم یکی از پسرای دانشگاه نظرمو به خودش جلب کرد که بعد فهمیدم اون نادره شوهرآیندم. ادامه خواندن “داستان شب زفاف من و شوهرم نادر”

داستان من و همسرم با زوج شیرازی

میلاد هستم و 38 سالمه و سه سالی میشه با زنم سارا ازدواج کردم.

خوب بزارین اول از خودمون بگیم میلادم سی و هشت سالمه تو یکی از شرکت های بیمه کار میکنم.

همسرم سارا هم آرایشگاه زنونه داره. ادامه خواندن “داستان من و همسرم با زوج شیرازی”