
سلام به تک تک و یک یک شما داستانی برای جیگرای خودم آمدم کرده که اگه بخونی عسل از سرو صورت میریزه ادامه خواندن “داستان من با پسر عمه تو ماشین”
داستان من و پسر عمه جواد
درود به همه ی شما عزیزان همیشه در صحنه.
و طرفداران فانتزی های خاص من ساحل هستم و 28 سالمه داستانی که میخوام براتون تعریف کنم اول تجربم بود و اون موقع 26 سالم بود.

بله اولین بار بود عاشق یکی شده بودم اونم پسر عمه ام جواد خیلی دوستش میداشتم. ادامه خواندن “داستان من و پسر عمه جواد”
داستان من و عمه کوثر
سلامی دوباره خدمت یکایک شما عزیزان همیشه در صحنه.
و دوستداران فانتزی های خاص.

به نام خدا میلاد هستم و دو سالی میشه که رشته مدیریت بازرگانی میخونم.
ماجرا از اونجا شروع شد که واس استراحت بعد از امتحانات دانشگاهی چند روزی برم خونه ی عمه ام کوثر.
خلاصه خودمو برای سفر آماده میکردم تا بتونم فردای روز بعدش زودتر برم خونه ی عمه ام کوثر. ادامه خواندن “داستان من و عمه کوثر”